|
ان سوی دلتنگی ها همیشه خدایی هست که داشتنش جبران همه نداشتن هاست
|
حیف شد!
باران تو را خیس و پاره کرد
ای کفش قرارهای عاشقانه ام
فکر می کنم
سالهاست که خورشید
از عشق ماه می سوزد
و باران
دلسوزی ابرهاست برای او
باران عرق ریزان ابرهاست
زمانی که سعی می کنند
زمین را دور خورشید بچرخانند
محض خاطر آن همه دیروز
نرو
کمی تحمل کن
ببین قطره های باران
وقتی که از هم جدا می شوند
چه زود می میرند
این آسمان خجالت نمی کشد
با این همه سن و سال
تا دلش می گیرد
مثل بچه ها
می نشیند و های های گریه می کند

![]()





















![]()
در فردایی با شکوه،برایت دعا خواهم کرد
ای پروانه بی پروا
دعا خواهم کرد تا بال هایت از وزش
توفان های
شبانه در امان بمانند
دستان خالی اما پر از امیدم را بالا می برم
و برایت می خوانم
و شمع چشمانم را برایت روشن نگاه می دارم
از تاریکی نترس
صبح در راه است
صبحی آرام و صبور! 

















یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره می کنم
امروز هم گذشت
با مرور خاطرات دیروز
با غم نبودنت..و سکوتی سنگین
و من شتابان در پی زمان بی هدف
فقط میروم ..فقط میدوم
یاسها هم مثل من خسته اند از خزان و سرما
گرمی مهر تو را میخواهند
غنچه های باغ هم دیگر بهانه میگیرند
میان کوچه های تاریک غربت و تنهایی
صدای قدمهایت را می شنوم اما تو نیستی
فقط صدایی مبهم
قول داده بودی برایم سیب بیاوری
سیب سرخ خورشید
سیب سرخ امید
یادت هست؟؟؟
و رفتی و خورشید را هم بردی
و من در این کوچه های تنگ و تاریک
سرگردانم و منتظر
برگی از زندگی ام را ورق میزنم
امروز به پایان دفترم نزدیکم















به سوي من بيا
تا تو را حس كنم
و دنيا خواهد ديد
داستان عشقي سوزان را
كه شعله اش در قلب من خواهد بود

شايد به نظر برسد كه عاشق نيستم
شايد به نظر برسد كه نمي توانم عاشق باشم
شايد به نظر برسد كه حتي نمي خواهم عاشق باشم
ولي نه در برابر عشقي مانند عشق من به تو
كه تا آخرين لحظه عمر آن را در قلبم نگاه خواهم داشت


گفته بودي دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند. ![]()
مي گفتي قاصدکها گوش شنوا دارند غم هايت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار . ![]()
من اکنون صاحب دشتي قاصدکم. اما مگر تو نمي دانستي قاصدکها از خيسی اشک مي ميرند؟![]()

تنهايی را دوست دارم زيرا بی وفا نيست ... ![]()
تنهايی را دوست دارم زيرا عشق دروغی در آن نيست ... ![]()
تنهايی را دوست دارم زيرا تجربه کردم ... ![]()
تنهايی را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . ![]()
تنهايی را دوست دارم زيرا.... ![]()
در کلبه تنهايی هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد![]()







مـــــــــــــــن همــــــــــــــــون جزیـــــــــره بودم ، خاکــــــــــی و صمیمـــــــــــی و گـــــــــرم
واسه عشق بازی موج ها، قامتم یه بستر مرگ 
یــــــــــــــــه عزیـــــــــز دردونـــــــــه بودم پـــــــــیش چشــــــــــم خیــــــــــــس مـــــوج ها
یه نگین سبز خـــالص، روی انـــــگشتر دریا 
تـــــــــا کــــــــه یـــــــک روز تـــــــو رسیـــــــدی , تـــــــوی قلبـــــــــم پـــــا گذاشتـــــــــی
قصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشــتی 
زیـــــــــر رگبــــــــــــــار نگـــــــــــــاهت دلــــــــــــــــم انگــــــــــــــــار زیـــــــــــر و رو شد
برای داشتن عشقت ، همه جونم آرزو شــــــد 
تــــــــــــــا نفـــــــــــــس کشیــــــــــــدی انـــــــــــگار، نفســــــــــــم بریـــــــــــــد تو سیـــــنه
ابر و باد و دریا گفتن : حس عاشقی همینه 
اومـــــــــــدی تـــــــــو ســــرنوشتــــــــــــم بـــــــــــی بهـــــــــــونه پـــــــــــــــا گذاشــــــــتی
امـــــا تا قایقی اومد ، از من و دلم گذشتی 
رفتــــــــی بــــــــــــا قایــــــــــــــــق عشـــــــــــقت ســـــــــــــوی روشـــــــــــنی فـــــــــــردا
من و دل اما نشستیم چشم به راهت، لب دریا 
دیـــــــــــــــگه رو خـــــــــــــــاک وجــــــــــــــــودم نه گلـــــــــــــی هســـــــــت، نه درختی
لحظه های بی تو بودن میگذره ، اما به سختی 
دل تنهــــــــــــــــا و غریـــــــــــــبم ، داره ایـــــــــــــــن گــوشـــــــــــــه میمـــــــــــــــــیره
ولی حتی وقت مردن ، باز سراغتو میگیره 
میــــــــــــرسه روزی کــــــــــــه دیـــــــــــــــــگه قعــــــــــــــــر دریــــــــا، میشه خونه ام
اما تو دریای عشقت ، باز یه گوشه ای می مونم 





تقدیم به کسی که منو با یه دنیا خاطره
تنها گذاشت و رفت
کسی که عادت به نبودنش
مثل فراموش کردنش غیر ممکنه

